خرید بک لینک

سرمازدگی

در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «سرمازدگی» را می‌خوانید.

توی روزهایی که همه گرما زده میشن، من با سوشرت و کلاه و جوراب خوابیدم و یه پتوی ضخیم سرمه، اصلا احساس گرما ندارم، آب یخ نخوردم ، جلوی کولر نبودم ولی تا سرانگشتام داره تیر میکشه، کوفتگی شدید که نمیدونم بخاطر بغل کردن اون فسقلی پستونکی ناز از مهمونهای روضه بود یا راه رفتن بدون پاپوش و دمپایی روی سرامیک ها، دوش آب داغ و خوردن آدکلد هم تاثیر چندانی نداره، همه ی رختخواب های توی کمد دیواری بخاطر تغییرات اتاق توی هال تلنبارن، شدن سرسره دختر. نمیدونم اون لحظه که چهار کیلو بادمجون خریدم به چی فکر میکردم وقتی حالم خوب نبود، شاید دلم میخواست دیگه مادرشوهر ازم نخواد و نگه هر وقت بادمجون خریدی برای منم بخر، برای اون خریدم تا سرخ کنم براش بذاره فریزر،الان همشون توی تراس تا بتونم براش درست کنم، یا مثلا وقتی همکارم تماس گرفت که پروژه جدید انجام بدم چرا بهش نه نگفتم، اگه کم لطفی نباشه جناب همسر ظرفها رو شست و دخترک آشپزخونه رو مرتب کرد. هر لحظه برای سلامتی شکر، برای بیماری قابل درمان شکر، برای نعمتهایی که برامون عادی شدن شکر، هر روز تعدادشون بیشتر میشه و من ناتوان در شکرگزاری. دلم برای نوشته های پادشاه نیمه جان تنگ شده، پادشاه برگرد و بنویس.

برچسب: نویسنده: notegram تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 1:38

صفحه بندی