خرید بک لینک

حال همه ی ما خوب است ولی تو باور نکن

در این مطلب، جزئیات مربوط به «حال همه ی ما خوب است ولی تو باور نکن» ارائه شده است.

از دیروز غروب میگرن ماهیانه اومده سراغم، هیچ‌مسکنی آرومم نمیکنه، الان تنهام دخترک با پدرش رفتن تا ساعت خروج کار ثبت بشه، صدای تق تق کولر بیشتر از قبل اذیتم میکنه، هرم گرما از پشت شیشه میخوره توی صورتم، چشمهامو ریز میکنم نور اذیتم میکنه پرده رو میدم پایین و روی مبل جلوی باد میشینم، منگم دو تا مسکن خوردم یکی دو ساعت خوابیدم ولی بازم با باز کردن پلکام درد اومد سراغم، روزهای کش دار بدون سرانجامی رو داریم، سکه پارسیانی که قبلا با پول خودم خریدم بهش دادم گفتم این سهم من خودت بذار روش یه بره قربونی کنیم، دو ساله پشت هم اتفاقات تلخ برامون پیش میاد یه دونه اش برای یه زندگی کافیه من دیگه دارم کم میارم، و مثل همیشه با وسواسی که داره گفت« بذار این قضیه تموم بشه بعد, الان حوصله هیچی رو ندارم»
هیچ کس جز خواهرم و خواهرش ازین ماجرا خبر نداره، موضوع انقدر تلخ که دلم نمیخواد برای کسی تعریف کنم یا باور کنم، ماکارونی از کابینت در میارم تا موضوع شام فکرمو درگیر نکنه، دوست دارم تا مدت زیادی گوشیمو خاموش کنم از هیچ جایی هیچ خبری نخونم به خاطر گروه های کلاسی دخترک ناچارم به استفاده ازش، ما نمیخواستیم انقدر زندگی پیچیده بشه ولی تو پیچ و خم زندگی گیر کردیم.

.

.


پناه میبرم به شعرهای نزار
قربان صدقه ی هر کس که در خیالم نقش میبنده میرم
بعد میبینم که هیچ وقت عاشق نبودم... کسی برای من فراتر از عشق و احساسه ... اون برام اسطوره اس
و بعد خودم خسته میشم از نشنیدن جوابهاش...
میبوسمش و در خیالم خداحافظی میکنم تا دوباره بوقت دلتنگی به دیدارش برم.

برچسب: نویسنده: notegram تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 1:38

صفحه بندی