آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «مثلا» را در ادامه بخوانید.
ساعت از یک شب گذشته
خوابم نمیبره
اومدم پشت بوم
از هر طرف که نگاه میکنم آتیش بازی و رقص نورهای رنگی مثل ستاره ها بالای سرمه
از اینجا اتوبان پیداست
کارناوال ماشینهای گل زده و بوق بوقشونو میتونم ببینم و بشنوم
سرمو برمیگردنم سمت خیابون
موزیک شاد بندری از همه بلندگوهای شهر شنیده میشه
زن و مرد، کوچیک و بزرگ، پیر و جوان همه دارن میرقصن
کسی نگران سُر خوردن روسری کسی نیست، کسی غم توی دلش نیست فقط صدای قهقهه و هلهله میاد، هیچ جا سیاهی و پرچم عزا نیست
فقط خنده، نقل و شیرینی، شادی و پایکوبی
کسی غم نان نداره، همه مشغول کاری هستن که با عشق انجامش میدن
اینجا فقط زندگی جریان داره همه خوشحالن.
.
یه شب رویای آدم یه جهان پر از صلح باشه
مثلا زندگی خیلی قشنگ شده
مثلا من و تو غم نداریم
مثلا همه حالشون خوبه، کیفشون کوکه
مثلا ....
شاید خدا جهان دیگه ای پر از خوشی آفریده
آخ که چقدر نیاز دارم به این حال وهوا
برچسب:
نویسنده: notegram